تبليغاتX
وبگاه خصوصی علیرضا مهدی - میان گریه میخندم که چون شمع
دست در دست هم نهیم به مهر میهن خویش راکنیم آباد
برای اعتراض به رد صلاحیتم که بدلیل عدم احراز شرایط بند ۳ ماده ۲۸ اعلام شده است به محل اخذ مدارک در دفتراسناد شورای نگهبان در تهران مراجعه و تعداد بسیار زیادی از افراد را در حالتی دیدم که به لحاظ اختلاف بین تصوراتشان و واقعیت آنروز به حال خود تاسف می خوردند دیدم که اکثرا افراد تحصیلکرده وصاحب نظر واز اساتید دانشگاه بودند.

برای پاسخگوئی به این جمعیت حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر در روز آخر مهلت اعتراض فقط ۳ نفر جوان زیر ۳۰ سال که خود را فقط مامور دریافت شکایات معرفی میکردند حضورداشتند آنهم در ۲ اتاق کوچک

تمام این افراد به سبک قدیم مکتب خانه هر کس گوشه ای مشغول تحریر عریضه خویش بود گویا معلم برای آنان دیکته می گفت نکته جالب این بود که هیچکس نمی دانست چگونه باید از خود دفاع کند چون نمی دانست که چه جرمی مرتکب شده است و اکثرا مثل من نمی دانستند از چه راهی باید وفاداری خود را به قانون اساسی و اصل ولایت مطلقه فقیه ثابت کنند و

اکثر آنچه را می نوشتند که نمی دانستند

بیننده از یک طرف به این سبک وسیاق دفاع کاندیداهای رد صلاحیت شده  می خندد واز طرفی دیگر تاسف می خورد در کشور اسلامی خودمان با افرادی که میتوانند نماینده حدود یک سوم از جمعیت کشور باشند اینگونه برخورد می شود !!!!!!!!!!!!!!!

کافی است بطورمثال مقایسه کنیم نحوه برخورد با این افراد را با نحوه برخورد با ملوانان متجاوز انگلیسی

  میان گریه میخندم که چون شمع اندراین مجلس    زبان آتشینم هست لیکن در نمیگیرد

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 17:35  توسط علیرضا مهدی  |